تبلیغات
بهترین روز دنیا - شاید آخرین بار باشد....

بهترین روز دنیا

به نام خدایی که دغدغه از دست دادنشو ندارم !!!

شاید آخرین بار باشد....

 

وقتی 15 سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم...صورتت از شرم قرمز شد و سرت رو به پایین انداختی و لبخند زدی...

وقتی 20 سالت بود و من بهت گفتم دوستت دارم...سرت رو  روی شونه هام و دستم رو تو دستات گرفتی....انگار از اینکه منو از دست بدی وحشت داشتی....

وقتی 25 سالت بود و من بهت گفتم دوستت دارم....صبحانه منو اماده کردی و برام اوردی.پیشونیم رو بوسیدی و گغتی بهتره عجله کنی... داره دیرت میشه...

وقتی 30 سالت شد و من بهت گفتم دوستت دارم... بهم گفتی که اگه راستی راستی دوسم داری بعد از کارت زود بیا خونه...

وقتی 40 سالت شد و من بهت گفتم که دوستت دارم...تو داشتی میز شام رو تمیز میکردی و گفتی باشه عزیزم... ولی الان وقت اینه که بری تو درسا به بچه مون کمک کنی...

وقتی 50 سالت شد و من گفتم دوستت دارم....تو همون جوری که بافتنی میبافتی...بهم نگاه کردی و خندیدی...

وقتی 60 سالت شد و من بهت گفتم چقدر دوستت دارم تو بهم خندیدی..

وقتی 70 سالت شد و من بهت گفتم دوستت دارم...در حالی که روی صندلی راحتیمون نشسته بودیم... من نامه های عاشقانه ات را که 50 سال پیش برام نوشته بودی میخوندم....

و وقتی 80 سالت شد .....این تو بودی که گفتی منو دوست داری....نتونستم چیزی بگم... فقط اشک در چشمانم جمع شد....

اون روز بهترین روز زندگی من بود...چون تو هم گفتی منو دوست داری....

 

[ یکشنبه 4 خرداد 1393 ] [ 04:24 ب.ظ ] [ ♥ HeL@$♥ ] [ نظرات() ]