تبلیغات
بهترین روز دنیا - داستان یک فیلم کوتاه...

بهترین روز دنیا

به نام خدایی که دغدغه از دست دادنشو ندارم !!!

داستان یک فیلم کوتاه...

داستان یک فیلم کوتاه است : نگاه ها همه برروی پرده سینما بود ، فیلم شروع شد ، دقیقه اول فیلم ، دوربین فقط سقف یک اتاق را نشان میداد، دو دقیقه بعد همچنان سقف اتاق،دقیقه سوم،چهارم،پنجم،هشت دقیقه اول فیلم فقط سقف اتاق را نشان میداد!!!صدای همه درآمد ، اغلب حاضران سینما را ترک کردند ، ناگهان دوربینایین آمد و یک نفر را که روی تخت خوابیده بودنشان داد و این جمله را زیر نویس کرد:((این تنها هشت دقیقه از زندگی این جانباز قطع نخاعی بود و شما طاقت نداشتید....))




[ سه شنبه 17 تیر 1393 ] [ 11:19 ق.ظ ] [ ♥ HeL@$♥ ] [ نظرات() ]